چرا اینقدر هیستری نسبت به کروناویروس وجود دارد؟


پاسخ 1:

زیرا بین 5 تا 35 برابر ویروس آنفولانزای طبیعی کشنده است و 3 برابر سریعتر گسترش می یابد.

زیرا شما نمی توانید علائم واضحی داشته باشید (مانند عطسه یا سرفه) و هنوز هم آن را به افراد دیگر تحویل دهید.

از آنجا که در حالی که آن را به شدت خطرناک نیست (شاید دو برابر نرخ مرگ و میر آنفولانزا برای افراد زیر 30 سال و مرگ و میر صفر برای کودکان زیر 10 سال ، برای افراد مسن بسیار شدید است (70-140x میزان مرگ و میر متوسط ​​دودکش اگر شما 80+ سال دارند):


پاسخ 2:

این سوال چند هزار میلیارد دلاری است ، اینطور نیست؟

چرا هر رهبر دولت جهانی موافقت خواهد کرد که کل اقتصاد خود را ، در برخی موارد با زور و حبس ، تعطیل کند ، تا یک بیماری کوچک را که حتی به اندازه آنفولانزا نیست ، متوقف کند و واقعاً فقط سالخوردگان را که قبلاً در سه نفس آخر خود بودند ، می کشد. ؟

چرا؟ آیا همه رهبران جهان ، سازمان بهداشت ، دانشمند قانونی و ریاضیدانان روی زمین جای خود را رفته اند؟

فقط یک جواب معقول وجود دارد ، و آن این است که آنها چیزی را می دانند که یا نمی دانیم ، نمی فهمیم ، یا مایل به نادیده گرفتن آن هستیم.


پاسخ 3:

مردم از آنچه نمی توانند کنترل کنند می ترسند و از هر چیز جدید و ناشناخته ای می ترسند. از این رو ، بیشتر افراد در تصادفات رانندگی از ویروس جان خود را از دست می دهند ، اما از آنجا که مردم احساس می کنند کنترل رانندگی را دارند ، ترس هرگز وارد نمی شود. بازی (از آنجا که مردم برای خرید دستمال توالت خطرناک می شوند). به همین ترتیب ، آنفولانزا در سال جاری 18000 نفر را به قتل رسانده ، حدود 100 نفر ویروس کرونا ، اما هنوز کسی نگران آنفولانزا نیست ، زیرا ، خوب ، ما در کل زندگی خود آنفولانزا را می دانیم. چیز جدیدی نیست ، بنابراین ما به اندازه ترس نیستیم.

عامل دیگر این است که رسانه های اجتماعی مردم را به تصمیم گیری هایی مبنای واقعیت یا منطق شستشو داده است ، بلکه براساس ترس و وحشت استوار است. بسیاری از افراد در msdia اجتماعی ، در دهه 20 و 30 خود ، عملاً فاقد توانایی برای فکر کردن برای خود هستند. آنها به هر چیزی که آنلاین بخوانند اعتقاد دارند. فیس بوک ** زندگی واقعی برای آنها است. برای بسیاری ، آنها در زندگی واقعی خود هدفی ندارند ، بنابراین برای داشتن نگرانی چیزی ، برای ورود به آن ذهنیت قربانی ، به آنها احساس پیچیده ای از ارزش و ارزش و تجربه مشترک با همسالان خود می بخشد.